گروه: همگانی  | 

كار تو روزنامه زياده،من از مريضيم مي ترسم،دلتنگم و تنها.حس زنده بودني تو من نيست،بودن ،نبودن زياد فرق نداره،ميرم و ميام كه فقط گذشته باشه سعي ميكنم باشرايط و محيط جديد كنار بيام،فرمت روزنامه همه رو شاكي كرده ولي من هيچ حس خاصي ندارم..

اخرم نفهميدم چه فلسفه اي داره..

بدون نظر »

کسی نظری نداده است.
دنبالک:   http://glance.blogsome.com/2009/02/28/122/trackback/
آر اس اس برای این برگ!

توجه کنید:
هنکام نوشتن خطوط و پاراگراف‌ها بگونه اتوماتیک میشکنند، آدرس ایمیل شما در دید دیگر خوانندگان قرار نخواهد گرفت و استفاده از کد‌های اچ تی ام ال زیر بدون مانع است:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>