بها
امروز روز آخری بود که میلاد منو رسوند دم در خونه،فردا میره،باورم نمیشه که باید 1 سال نبودنشو تحمل کنم،دیگه س شنبه ها کسی نیست که بیاد دم کلاس تی ای دنبالم،وقتی خستمو دلم گرفته فقط بغل کردنو بوسیدنش آرومم می کنه،استرس داره پدرمو در میاره.نمیدونم این نبودنو چه جوری باید تحمل کرد؟
نسرین
