شش کتابفروشي معروف تهران پلمپ شدند

همان روز که دستور تخليه کافه کتابها رسيد،بسياري حدس زدند که اين تنها بهانه ايست براي برخورد با کتابفروشي ‏ها.ديروز اين گمانه زني ها رنگ واقعيت گرفتند. شش کتابفروشي معروف تهران صبح روز پنج شنبه به دستور اداره اماکن ‏پلمپ شدند. همه اين کتابفروشي ها کافه کتابهاي خود را تخليه کرده بودند و ديگر دليلي براي پلمپ خود فروشگاهها وجود ‏نداشت.

 

شش کتابفروشي ثالث، ويراستار، شهر کتاب ونک ، روشن، دروس و بدرقه جاويدان در حالي پلمپ شدند که رئيس اتحاديه ‏کتابداران طي نامه اي به نيروي انتظامي اعلام کرد کتابفروشي ها براي فعاليت خود از اتحاديه صنفي مجوز دارند و پس از ‏تعطيلي کافه کتابهايشان، مشکلي براي ادامه فعاليت کتابفروشي وجود ندارد اما حتي اين نامه رئيس اتحاديه نيز کاري از ‏پيش نبرد وبي جواب ماند.‏

 

گفتني است اداره اماکن تهران پيشتر اعلام کرده بود که وجود کافه کتابها به دليل تداخل صنفي بين دو صنف کافي شاپ ‏داران و کتابفروشي ها مشکل زاست و به کافه کتابداران تنها 72 ساعت وقت داده شده بود تا کافه کتابهاي خود را تخليه ‏کنند.‏

 

اين کتاب فروشي ها در حالي به جرم تداخل صنفي کتابفروشي و کافي شاپ پلمپ شدند که مجمع امور صنفي، طرح راه ‏اندازي کافي شاپ در داخل کتابفروشي‌ها را تصويب کرده و اين مصوبه منتظر ابلاغ از سوي وزارت بازرگاني است.‏
در همين ارتباط محمد علي جعفريه مدير انتشارات ثالث در گفت و گو با ميراث خبر گفت: "چند روز پيش از سوي اداره ‏اماکن استان تهران اعلام شد که به دليل تداخل صنفي که ميان کتابفروشي و کافه وجود دارد بايد کافه را ظرف
۷۲ ساعت ‏تعطيل کنيم. ما نيز پس از ابلاغ حکم بلافاصله کافه را تعطيل کرديم. اما نمي‌دانم چرا امروز صبح حکم تعطيلي کتابفروشي ‏اجرا شد."

 

 

بنويسيد مسوولان هسته اي همدلند

پي انتشار مطالبي در مطبوعات ايران درباره اختلافات علي لاريجاني و محمود احمدي نژاد، شوراي عالي ‏امنيت ملي به رسانه ها هشدار داد از درج هرگونه مطلبي در اين زمينه جداً پرهيز کنند . ‏ عليرضا ملکيان معاون امور مطبوعاتي و تبليغاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ‏بخشنامه اي با رده بندي که ظهر ديروز خطاب به مديران مسئول روزنامه هاي سراسري و خبرگزاري هاي ‏داخلي ايران ابلاغ کرد، آنچه را که "توصيه شوراي عالي امنيت ملي" خوانده است به آنان گوشزد نمود . ‏

در بخشنامه معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد دولت نهم ، علت صدور اين بخشنامه چنين توضيح داده شده است: ‏‏"به دنبال استعفاي جناب آقاي لاريجاني از دبير کلي شوراي عالي امنيت ملي و انتصاب جناب آقاي جليلي در اين ‏سمت ، اغلب رسانه هاي غربي و ضد انقلاب خارج از کشور عمليات رواني و تبليغاتي وسيعي را عليه جمهوري ‏اسلامي ايران آغاز کرده و اين جابجايي را نشانه اختلاف مسئولان کشور در موضوع هسته اي تلقي مي کنند و ‏سعي وافري دارند تا از اين رهگذر، اهداف و مقاصد سياسي نظام سلطه را پيگيري نمايند."‏

در ادامه بخشنامه وزارت ارشاد ، به مطبوعات و خبرگزاريهاي داخلي ايران هشدار داده شده: "در شرايط کنوني ‏از درج هرگونه مطلبي که موجب تضعيف جايگاه شوراي عالي امنيت ملي و شائبه اختلاف در موضوع هسته اي ‏است ، جداً پرهيز کنند."‏

‎‎خبر خوش فراموش شد‎‎

چند ساعت قبل از ورود سران پنج كشور ساحلي درياي خزر به ايران، سخنگوي وزارت امور خارجه به ‏خبرنگاران وعده داد كه "طي چند ساعت آينده" يك "خبر خوش" درباره نيروگاه اتمي بوشهر خواهند شنيد. اما با ‏گذشت سه روز از اين وعده، نه تنها هيچ خبر خوشي اعلام نشده است، بلكه در محافل سياسي ايران همه در حال ‏گمانه‌زني درباره پيامي هستند كه گفته مي‌شود پوتين براي رهبر جمهوري اسلامي آورده است.‏

بسياري از صاحب‌نظران معتقدند سفر پوتين، رئيس‌جمهوري روسيه به ايران در شرايطي كه ايران به‌زعم ‏كارشناسان در بدترين شرايط بين المللي خود پس از انقلاب اسلامي قرار دارد، مورد تحريم شوراي امنيت سازمان ‏ملل قرار گرفته و آماج تهديدات مكرر برخي محافل جنگ‌طلب در خصوص حمله به تاسيسات هسته‌اي و نظامي ‏است، بايد داراي اهداف خاصي باشد؛ هرچند اين اهداف در مذاكرات و اظهارات علني اعلام نشود.‏

پوتين در حالي براي شركت در اجلاس سران كشورهاي همسايه درياي خزر به ايران سفر كرده كه پيش از او در ‏سه دهه پس از انقلاب در ايران، هيچ‌يك از روساي جمهور شوروي و روسيه حاضر نشده بودند به ايران سفر ‏كنند. از اين رو برخي از ناظران مسائل سياسي معتقدند پوتين از اين سفر هدفي فراتر از ادامه بحث‌هاي كشدار ‏درباره رژيم حقوقي درياي خزر را دنبال مي‌كند. گو اينكه بسياري از منتقدان دولت در ايران نيز نگران بودند كه ‏بهاي اين حضور بي‌سابقه رئيس‌جمهور روسيه در ايران، امتياز فراتر از انتظاري باشد كه ايران به روسيه مي‌دهد ‏تا حمايت اين كشور را در خصوص پرونده هسته‌اي ايران در بحث‌هاي آتي شوراي امنيت جلب كند.‏
با اين حال پس از اتمام اجلاس رهبران پنج كشور، و وقتي كه مشخص شد اجلاس تهران هم به هيچ قول و قرار ‏قطعي در خصوص آينده خزر منتهي نشده و گويي قرار هم نبوده چنين بشود، اين گمانه در محافل سياسي ايران ‏پررنگ شد كه پوتين در سفر خود به تهران به دنبال هدفي فراتر از مسائل منطقه‌اي بوده است؛ هدفي كه احتمالا ‏در پيام ويژه‌اي كه گفته مي‌شود او براي رهبران ايران آورده، نهفته است.‏

‎‏"پيام ويژه" در اخبار رسمي‏‎

هرچند ابتدا در اخبار رسمي هيچ اشاره‌اي به اينكه پوتين پيام ويژه‌اي براي آيت الله خامنه‌اي به تهران آورده باشد، ‏وجود نداشت و منابع ايراني و روسي هيچ‌كدام به چنين موضوعي اشاره نكرده بودند، اما اولين اشاره به وجود اين ‏پيام در خبر رسمي ديدار اين دو رهبر سياسي ديده شد كه از سوي دفتر رهبري تنظيم شده بود و براي انتشار به ‏رسانه‌ها فرستاده شد. در يك پاراگراف از اين خبر از قول رهبر نظام آمده بود: "درباره سخنان و پيشنهاد شما، ‏تأمل خواهيم كرد." اما در متن اين خبر هيچ اشاره‌اي به محتواي اين "سخنان" و آن "پيشنهاد" نشد.‏

با اين حال يك روز بيشتر نگذشت كه علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي كه به عنوان مسئول مستقيم ‏پرونده هسته‌اي معرفي شده است، در حاشيه همايش روحانيون ارتش با اين سوال خبرنگاران روبه‌رو شد كه: "آيا ‏پوتين پيام خاصي را براي ايران در سفر به تهران داشته است؟" پاسخ لاريجاني كاملا واضح بود: "بله؛ نظر ‏خاصي را بيان داشتند و ديدگاهي را مطرح كردند كه در حال بررسي است."‏

لاريجاني در حالي به تاييد وجود "پيام ويژه" پوتين براي ايران پرداخته است كه در دو روز اخير رسانه‌هاي ‏رسمي ايران در خصوص اين موضوع و همچنين بحث "خبر خوش" كه سخنگوي وزارت امور خارجه وعده داده ‏بود، در لاك سكوت فرو رفته‌اند.‏

‎خبر خوش فراموش شد‎

سكوت خبري رسانه‌هاي رسمي علاوه بر "پيام ويژه"، در اين دو روز درباره "خبر خوش" نيز مراعات شده است ‏و با وجود آنكه قرار بود ظرف چند ساعت اين خبر اعلام شود، نه تنها هيچ خبي اعلام نشده است، بلكه هيچ ‏رسانه‌اي هم اين موضوع را پيگيري نكرده است.‏

اين در حالي است كه حسيني، سخنگوي وزارت امور خارجه، اين وعده را در پاسخ به خبرنگاري كه درباره ‏آخرين وضعيت نيروگاه اتمي بوشهر از وي پرسيده بود، بيان كرده بود. اين نشان مي‌دهد كه خبر خوش به نوعي ‏مرتبط به نيروگاه بوشهر است.‏

ايران از ابتداي امسال تا امروز همچنان منتظر است كه روسيه سوخت اين نيروگاه را كه پس از يك بار تاخير ‏قرار بود در فروردين ماه امسال به ايران تحويل داده شود، به دست ياران برساند. اما تعويق اين قرار تا شهريور ‏ماه گذشته نيز در تعلل مقامات روسي تغييري ايجاد نكرد و سوخت همچنان تحويل ايران نشده است. بهانه روس‌ها ‏در شهريور ماه اين بود كه متكي، وزير امور خارجه ايران، خبر تحويل سوخت را علني كرده و روس‌ها به خاطر ‏فشارهاي غرب نمي‌توانند سوخت را به ايران تحويل دهند.‏

وجود مسائل مالي و ادعاي عدم پرداخت به موقع پول به شركت روسي طرف قرارداد نيز ديگر بهانه روسيه براي ‏تعوق در راه‌اندازي نيروگاه بوشهر و عدم تحويل محموله سوخت به ايران بوده است.‏

جالب است كه پوتين هم در مصاحبه خود با ايرنا و صداوسيماي جمهوري اسلامي در تهران، چند بار بر عزم ‏روسيه براي تكميل نيروگاه بوشهر تاكيد كرد. اما وقتي خبرنگاران از او پرسيدند كه چه زماني را براي نهايي ‏شدن كار نيروگاه و افتتاح آن وعده و قول مي‌دهد، گفت: "من فقط در بچگي به مادرم قول مي‌دادم!"‏

‎گمانه‌زني‌ها درباره پيام پوتين‎

تنها دو سايت خبري غيررسمي كه هر دو به لحاظ سياسي اصولگراي نزديك به طيف قاليباف محسوب مي‌شوند، ‏در خصوص پيام ويژه پوتين به ايران و علت سكوت رسانه‌اي درباره خبر خوش هسته‌اي گمانه‌زني كرده‌اند. سايت ‏‏"تابناك" كه چند روز است كار خود را آغاز كرده و گفته مي‌شود توسط تيم سايت توقيف شده "بازتاب" اداره ‏مي‌شود، با ارائه چند گمانه‌زني درباره پيشنهاد پوتين به ايران، اين پيشنهاد را "نوعي اتمام حجت از جانب وي" ‏توصيف كرده و سايت "فرارو" نيز به نقل از منابع آگاه، خبر خوش مورد اشاره سخنگوي وزارت خارجه را ‏‏"ارسال محموله سوخت هسته‌اي روسيه به ايران" ذكر كرده و تصريح كرده كه روسيه از ايران خواسته اين ‏موضوع را علني نكند.‏

ارزيابي سايت "تابناك" اين است كه پوتين از آنجا كه "با ساختار نظام ايران آشنايي خوبي دارد، قصد داشته ‏پيشنهاد تعيين‌كننده خود را مستقيما با تصميم‌گيرنده اصلي جمهوري اسلامي در ميان بگذارد." اين سايت مهمترين ‏احتمال درباره محتواي پيشنهاد پوتين را، طرح دوباره پيشنهاد "تايم‌اوت دوجانبه از سوي ايران و شوراي امنيت" ‏ذكر كرده است؛ پيشنهادي متضمن نوعي تعليق موقت است و در واقع پيش از اين تلويحا از سوي ايران رد شده ‏بود.‏

سايت "فرارو" نيز درباره خبر خوش مربوط به نيروگاه بوشهر از قول منبع آگاه خود نوشته است: "كميته فني دو ‏كشور به توافقات لازم در اين باره دست يافته‌اند و پوتين براي نخستين حضور خود در ايران، کليد نيروگاه اتمي ‏بوشهر را همراه خود به تهران آورد. اما براساس توافقات صورت‌گرفته، قرار نيست خبري در اين باره منتشر ‏شود تا حساسيت قدرت هاي غربي که مخالف تأسيسات هسته اي ايران هستند، بيش از اين برانگيخته نشود."‏
پيام پوتين به ايران هرچه باشد، قطعا گامي در مسير هماهنگ شدن روسيه با كشورهاي غربي در مراحل بعدي و ‏به بيان ديگر همان "اتمام حجت" مورد اشاره است. اين پيام اينقدر اهميت داشته كه باعث شده در آستانه سفر پوتين ‏به تهران، كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه و رابرت گيتس، وزير دفاع آمريكا به مسكو بروند و مذاكرات ‏محرمانه‌اي را درباره پرونده ايران انجام دهدند. پس از سفر اين دو نيز نيكلا ساركوزي، رئيس‌جمهور فرانسه به ‏مسكو رفت و در نهايت پيش از سفر به ايران، پوتين براي تكميل رايزني‌هاي خود به برلين پرواز و با آنجلا مركل ‏ديدار كرد تا همه جوانب را براي طرح پيشنهاد خود به تهران سنجيده باشد.‏

به نظر مي‌رسد در روزهاي آينده، عالي‌ترين مقامات و نهادهاي نظام درگير تصميمي بزرگ در خصوص ‏‏"پيشنهاد ويژه" پوتين به آيت الله خامنه‌اي باشند؛ پيشنهادي كه رهبر ايران بر تامل بر روي آن تاكيد كرده و ‏لاريجاني، از نزديك‌ترين افراد به رهبر نيز به "در حال بررسي بودن آن" اشاره كرده است.‏

بايد ديد آيا ايران به اين پيشنهاد هم واكنش منفي نشان خواهد داد، و آيا تجربه پاسخ منفي بسته پيشنهادي تروئيكاي ‏اروپايي و پيشنهادهاي مقامات ديگر كشورها به ايران براي حل و فصل مناقشه هسته اي تكرار خواهد شد؟

kindness in your eyes
I guess you heard me cry
you smiled at me like
Jesus to a child
I’m blessed I know
heaven sent and heaven stole
you smiled at me like
jesus to a child
and what have I learned
from all this pain
I thought I’d never feel the same
about anyone or anything again
but now I know
when you find a love
when you know that it exists
then the lover that you miss
will come to you on those cold,
cold nights
when you’ve been loved
when you know it holds such bliss
then the lover that you kissed
will comfort you when there’s
no hope in sight
Jesus to a Child Lyrics on http://www.lyricsmania.com
sadness in my eyes
no one guessed, well no one tryed
you smiled at me like
Jesus to a child
loveless and cold
with your last breath you saved my soul
you smiled at me like
Jesus to a child
and what have I learned
from all those tears
I’ve waited for you all those years
and just when it began
He took your love away
but I still say
so the words you could no say
I’ll sing them for you
and the love we would have made
I’ll make it for two
for every single memory
has become a part of me
you will always be…my love
well I’ve been loved
so I know just what love is
and the lover that I kissed
is always by my side
oh the lover I still miss…
was Jesus to a child

 

 

 

 

راستش اين شعر را فقط براي يك نفر اينجا گذاشتمش
امبدوارم ببينتش. همين

 

بهم میگه وای چه قدر جذاب شدی،حسابی بزرگ شدی، واسه خودت شدی یه لیدی تمام و کمال،
دوباره از چیزی که می ترسیدم اتفاق افتاد،نمیدونم چرا
،خیلی جدی و منطقی شروع کرد به صحبت کردن.
مروارید حتی اجازه نمیده راجع به حرفهاش صحبت کنم.
بالاخره بهش گفتم که از چی میترسم، انتخاب با اون بود اونی که فکر نمی کردم را انتخاب کرد.خودخواهی بود یا علاقه؟ نفهمیدم.
مامان بزرگ گیر داده میگه انقدر اذیتش نکن
حتی فکرش هم واسم وحشتناکه
زنگ میزنم به مارتین ،قرار میزارم دوشنبه باهاش برم بهارستان.
فکرشم نمی کردم سحر برام وقت دکتر بگیره.میگه مامان مهرداد پیشش میرفته ،خیلی محشره.
نمی دونم چرا دوباره قاطی کردم.نمیتوانم فرار کنم
رضا رو تو کافی شاپ دیدم،کلی شکه بود،
شاید احمقم که اینقدر رو هستم
.فکر کنم یه جورایی سلولهای مغزم داره از بین میره  آخه هیچی یادم نمی مونه،کلی گیج می زنم.تستهامو اشتباهی زدم.مجله ام رو هم رو صندلی پارک جا گذاشتم.
روبرت اس ام اس میزنه:سلام عزیزم عیدت مبارک خوبی؟هر وقت اینجوری اس ام اس میده معلومه دلش گرفته
.یاد محدودیت های تازم می افتم.
مهر ماهه
گرمی آتش خورشید فسرد،مهرگان زد به جهان رنگ دگر
پنجه خسته این چنگی پیر، ره دیگر زد و آهنگ دگر
جز به افسون نمی خندد مهر،جز به اندوه نمی تابد ماه
شاخه ها مضطرب از جنبش باد،در هم آویخته می پرهیزند
برگ ها سوخته از بوسه مرگ،تک تک از شاخه فرو می ریزند
میکند باد خزانی خاموش شعله سرکش تابستان را
دست مرگ است و ز پا ننشیند،تا به یغما نبرد بستان را
دلم از نام خزان می ترسد،زانکه من زاده تابستانم
طاقت سیلی پاییزم نیست

منزلی در دوردست

منزلی در دوردستی هست بی شک هر مسافر را
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم
لیک
ای ندانم چون و چند ! ای دور
تو بسا کاراسته باشی به ایینی که دلخواه ست
دانم این که بایدم سوی تو آمد ، لیک
کاش این را نیز می دانستم ، ای نشناخته منزل
که از این بیغوله تا آنجا کدامین راه
یا کدام است آن که بیراه ست
 ای برایم ، نه برایم ساخته منزل
نیز می دانستم این را ، کاش
 که به سوی تو چها می بایدم آورد
 دانم ای دور عزیز !‌ این نیک می دانی
 من پیاده ی ناتوان تو دور و دیگر وقت بیگاه ست
 کاش می دانستم این را نیز
که برای من تو در آنجا چها داری
 گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
می توانم دید
از حریفان نازنینی که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادی به او سهمی توان بخشید ؟
 شب که می اید چراغی هست ؟
 من نمی گویم بهاران ، شاخه ای گل در یکی گلدان
 یا چو ابر اندهان بارید ، دل شد تیره و لبریز
 ز آشنایی غمگسار آنجا سراغی هست ؟