حسين انصاري راد، رييس کميسيون اصل نود مجلس ششم، و از جمله متحصنين آن دوره، درباره وضعيت فعلي اصلاح طلبان و رويکرد آن ها به انتخابات رياست جمهوري دهم به گفت و گوبا روز آنلاين نشسته است . انصاري راد بر اين نظر است که "انتخابات متعلق به مردم است" و "مردم نيز قيم لازم ندارند". متن اين مصاحبه در پي مي آيد.
آقاي انصاري، چندي است که بحث درباره انتخابات رياست جمهوري، گروه هاي فعال سياسي در ايران را به خود مشغول کرده است. شما فکر مي کنيد با توجه به وضعيت اصلاح طلبان و مشکلات آنان در سال هاي اخير، در انتخابات رياست جمهوري چه رويکردي بايد از سوي آنان اتخاذ شود؟
رويکرد اصلاح طلبان بايد پاسخ دادن به اراده و خواست ملت و مصالح عموم باشد.
خب، اين مسايل چگونه بايد تحقق يابد؟ يعني اصلاح طلبان بر روي چه مسايلي بايد تمرکز کنند؟
بايد روي اين مساله تاکيد شود که انتخابات متعلق به مردم است. يعني همان طور که بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران گفته است، مردم قيم لازم ندارند. هرگونه اقدام و اراده اي که آزادي انتخاب و اراده مردم را محدود يا مخدوش بکند، مجاز نيست. هم به لحاظ قانون اساسي، هم به لحاظ شرع؛ ضمن اينکه اين مسئله برخلاف مصالح کشور و مردم و مصالح ملت ايران است. اصلاح طلبان هم بايد بر اين مسايل تکيه کنند. بايد ببينند مردم چه مي خواهند و به دنبال چه چيزي هستند. مردم در عرصه بين المللي صلح مي خواهند و در عرصه داخلي، رفاه و آزادي و قانون. مردم خواهان کارشناسي و پاسخ گويي از سوي مسوولان هستند. يعني در عرصه داخلي، جنگ هاي عقيدتي و قدرتي که به شکلي مصالح ملي را تهديد مي کند، مورد پسند مردم نيست. بايد از اين جنگ ها و اختلاف ها و نزاع ها پرهيز کرد. بايد اين اختلافات را در انتخابات با راي مردم حل کرد و همه هم بايد به راي مردم گردن بگذارند. ضمن اينکه اصلاح طلبان بايد توجه کنند که با هر نوع مانعي که به نحوي راي مردم را مخدوش مي کند، بايد مقابله شود و اين مسايل را براي مردم تبيين کنند. يعني بايد مردم آگاه شوند که اصلاح طلبان در همان جايي ايستاده اند که مردم ايستاده اند. بايد اين همبستگي و هماهنگي و اين توافق عملا و عينا از طرف اصلاح طلبان با مصالح عموم همراه باشد.
فکر مي کنيد با توجه به اينکه در شرايط فعلي بحث حضور آقاي خاتمي در انتخابات از سوي اصلاح طلبان مطرح شده است، او مي تواند اين رويکردها را عملي کند؟
من فکر مي کنم تنها کسي که مردم در شرايط فعلي و بامحدوديت هايي که طبيعتا وجود دارد و به آساني قابل حل نيست، به اواعتماد دارند و مي توانند به وفاداري او تکيه کنند و در عين حال شخصيتي که از حيثيت بين المللي و داخلي برخوردار است،و هم اصلاح طلبان و هم مردم متوجه او هستند، خود آقاي خاتمي است.
يعني شما از طرفداران حضور آقاي خاتمي در عرصه هستيد؟
قطعا همين طور است. من طرفدار اين هستم که آقاي خاتمي در عرصه حاضر شوند و اعتقادم هم اين است که مردم از اين قضيه استقبال مي کنند.
فکر نمي کنيد با حضور آقاي خاتمي باز هم مشکلات هشت سال اصلاحات به نحو ديگري تکرار خواهد شد؟
به هر حال زمانه، زمانه ديگري است. من فکر مي کنم مقايسه کردن اين مقطع با آن دوره هشت ساله، قياس مع الفارق است. البته موانعي وجود دارد که بنده هم انکار نمي کنم. ولي در شرايط فعلي راه ديگري براي برونرفت و حل مسايل کشور، جز انتخابات آزاد و حضور شخصي مثل آقاي خاتمي به نظر من نمي رسد.
حضور کانديداهاي ديگر که چهره هاي جديدتري هستند، نمي تواند گره اين مشکلات را باز کند؟
من فکر مي کنم اکثريت آرا متعلق به آقاي خاتمي است. البته من به همه دوستان از جمله آقاي نوري و آقاي کروبي احترام مي گذارم. آقاي نوري که بعيد مي دانم در شرايط فعلي آمادگي حضور راداشته باشند، مخصوصا با حضور آقاي خاتمي. البته خود ايشان بايد پاسخ دهند ولي استنباط شخصي من اين است که آقاي نوري علي القاعده با حضور آقاي خاتمي، خواستي براي حضور ندارند.شخص اقاي کروبي هم شخصيت معززي است و عده اي از اصلاح طلبان هم باايشان هستند، ولي به هيچ عنوان به صورتي نيست که بتواند عرصه جامعه را به صورت گسترده و جامع در بر بگيرد. البته من اعتقاد دارم نبايد حضور آقاي خاتمي را به اين شکل مطرح کنيم که کس ديگري از اصلاح طلبان نباشد. طرح کردن مساله به اين صورت که وقتي آقاي خاتمي بيايد، ديگر کسي نيايد، اشتباه و نادرست است. حضرت آقاي کروبي هم تشريف بياورند و احترامشان هم محفوظ است. به هيچ عنوان هم اين حرف را صلاح نمي دانم که وقتي آقاي خاتمي مي آيد، آقاي کروبي نيايند. اين حق را به خودم نمي دهم و به ديگران هم اين حق را نمي دهم که انحصارطلبي کند. البته حضرت آقاي کروبي آن قدر پاي بند مصالح مردم و کشور هستند که تصميم درست را بگيرند.
مشکلاتي همانند بحث سلامت انتخابات نمي تواند اصلاح طلبان را حتي با حضور آقاي خاتمي دچار مشکل کند؟
فکر مي کنم حضور آقاي خاتمي يک فداکاري و ايثار و يک استجابت خواست بخش عظيمي از ملت ايران است. آمدن ايشان به هر صورت و با هر نتيجه يک خدمت و هماهنگي با خواست مردم است و در اين مساله همه مصلحت ها وجود دارد. استنباط من اين است که اکثريت ملت ايران در شرايط ازاد به ايشان راي مي دهند. اگر هم بعضي ها خدشه اي وارد کنند يا دستکاري در آرا شود يا موانع ديگر به وجود بيايد، اين شخص آقاي خاتمي و مردم نيستند که مورد ملامت قرار مي گيرند، بلکه کساني که تقلب يا دستکاري در آرا بکننديا به شکل ديگري مانع ايجاد کنند، شايسته ملامت هستند.
با همه اين بحث ها، فکر ميکنيد اصلا اقاي خاتمي وارد عرصه مي شوند؟
قرايني هست که ايشان احساس مي کنند حضورشان لازم است، مگر اينکه واقعا مانعي در نظرشان باشد که البته در نظر من هيچ مانعي نيست. حسب نقلي که از بعضي بزرگان شده بود، ايشان به صورت مطلق حضورشان را نفي نکرده اند.
نسرين